از انرژی ذهنی به انرژی معنوی
۲
اردیبهشت
رها کردن مقاومت در کلام  بسیار ساده تر از عمل است. من هنوز هم کاملا نمی دانم چگونه باید رها کنم. اگر پاسخ شما تسلیم است. سوال این است  که چگونه می توان تسلیم شد؟

کارتان را با ادراک وجود مقاومت شروع کنید. وقتی که این امر رخ می دهد آنجا باشید، یعنی وقتی که مقاومت آزاد می شود. نگاه کنید ذهن تان چگونه آن را ایجاد می کند و روی آن موقعیت ، خود یا دیگران برچسب می گذارد. به فرآیندهای فکری درگیر در این وضعیت دقت کنید. انرژی احساسات و هیجانات تان را لمس کنید. وقتی که شاهد این مقاومت باشید، متوجه می شوید این مقاومت هیچ فایده ای ندارد. متمرکز کردن تمام توجه بر حال، مقاومت ناآگاهانه را وارد آگاهی می کند. و این پایان راه است. شما نمی توانید در آن واحد آگاه و ناراحت باشید، آگاه و منفی باشید. حالت منفی، ناراحتی یا رنج به هر شکلی که باشد به معنای وجود مقاومت است. و مقاومت همیشه ناخودآگاه و خارج از آگاهی است.

مسلما می توانم از احساسات ناراحتم آگاه باشم، این طور نیست؟

آیا به این شکل ناراحتی را انتخاب می کنید؟ اگر آن را انتخاب نکرده باشید، چگونه ظاهر شده است؟ هدف آن چیست ؟ چه کسی آن را زنده نگه می دارد؟ شما می گویید از احساسات منفی خود آگاه هستید اما حقیقت این است که شما با آنها هویت می یابید. و این فرآیند را از طریق تفکر اجباری زنده نگه می دارید. تمام این رویداد ناآگاهانه است. اگر شما آگاه بودید، یعنی کاملا در حال حاضر بودید، تمام این مسائل منفی یکباره از بین می رفتند. حالت منفی نمی تواند در حضور شما بقا یابد بلکه تنها در غیاب شما امکان حیات دارد. حتی پیکره ی درد نیز نمی تواند مدت طولانی در حضورتان دوام آورد.  شما ناراحتی را با زمان دادن به آن زنده نگه می دارید.زمان خونی است که  در رگ های آن جریان دارد. کافیست زمان را به واسطه ی حاضر بودن از آن بگیرید. و خواهید دید که می میرد.اما آیا شما می خواهید او بمیرد؟ آیا واقعا به اندازه ی کافی درد کشیده اید که آن را رها کنید؟ شما بدون آن که هستید؟

تا وقتی که در حال تمرین تسلیم هستید، مرتب در مورد معنویات می خوانید، صحبت می کنید، کتاب می نویسید، فکر می کنید، اعتقاد پیدا می کنید یا نمی کنید و یا در مورد آن به هیجان می آیید، اما تمام اینها هیچ تغییری ایجاد نمی کنند. تا وقتی که تسلیم نشوید، این واقعیت در زندگی شما محقق نمی شود. اما وقتی این کار را انجام می دهید، انرژی ساطع شده از شما با فرکانس بسیار بالاتری از انرژی ذهن که هنوز هم بر دنیای ما چیره است امور زندگی شما را بر عهده می گیرد. این انرژی ذهن است که ساختارهای کنونی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تمدن ما را ایجاد کرده و دائما خود را در سیستم آموزشی و رسانه ها آشکار می سازد. اما با تسلیم، انرژی معنوی و روحانی وارد این دنیا می شود.

 

این نیرو نه برای شما رنجی ایجا می کند و نه برای دیگر انسان ها یا هر نوع حیات دیگری که روی این سیاره زندگی می کند.

انرژی معنوی بر خلاف انرژی ذهن زمین را آلوده نمی کند و قانون دو قطبی بر آن تاثیرگذار نیست. همان قانونی که می گوید هیچ خوبی نمی تواند بدون بدی وجود داشته باشد. آن دسته که در کنترل نیروی ذهن شان هستند و عمده جمعیت زمین را نیز تشکیل می دهند، از وجود این انرژی معنوی ناآگاهند. این انرژی به نظامی دیگرگون از واقعیت تعلق دارد و زمانی که تعداد انسان هایی  که وارد حالت تسلیم می شوند به اندازه کافی برسند، دنیایی جدید خلق می شود که کاملا رها از هر نوع حالت منفی است. اگر قرار باشد زمین به بقای خود ادامه دهد، این همان نیرویی است که بر ساکنان آن حاکم می شود.

زمانی که مسیح پیشگویی معروفش را در موعظه ای روی کوه بیان کرد، به هیمن نیرو اشاره داشت: سعادتمندان آرام و ملایمند و زمین در تملک ایشان است.

این حضوری آرام اما بی نهایت نیرومند است که الگوهای ناآگاهانه ذهن را در خود حل می کند. ممکن است این الگوها تا مدتی فعال بمانند اما دیگر بر زندگیتان سیطره ندارند. وضعیت های خارجی که مورد مقاومت قرار داشتند نیز بلافاصله از طریق تسلیم منحل می شوند. تسلیم  یک عنصر متحول کننده بسیار قدرتمند است که بر افراد و موقعیت ها تاثیر می گذارد. اگر شرایط بلافاصله تغییر نکردند،  پذیرش حال از جانب شما این امر را برای تان امکان پذیر می سازد تا فراتر از آنها بروید. در هر صورت شما آزاد هستید.

 

کتاب :قدرت حال

نویسنده : اکهارت تله

۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها:
نظرات
مطلع شدن از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x